تبليغاتX
چهل تیکه

چهل تیکه

ندیده‌های ایران من 

تو كه نمی‌خواهی همه عمرت را به چشم دواندن روی یكی از صفحه‌های كتاب جهان تلف كنی و صفحه‌های دیگر را ورق نزده بگذاری؟یا ماجراجویی باشی كه مهم‌ترین رویارویی‌اش با حوادث در فاصله میان آشپزخانه تا كاناپه راحتی‌اش مقابل تلویزیون رخ داده است؟ یا لب تاقچه‌ات را از بناهای تاریخی حك شده بركارت پستال‌هایی پر كنی كه هرگز حتی یكی‌شان را از نزدیك ندیده‌ای؟ پس فقط چند روز دلت را برای سپردنش به دوردست‌هایی كه به دیدن می‌ارزند به خودت قرض بده، چمدانت را بردار و بگذار سفر تو را ببرد. بگذار جاده‌ها تو را از روزمرگی بدزدند. بگذار روزگار بفهمد تو هنوز سركش و رام نشدنی هستی و قوانین سخت و تكراری شهر انسان ــ ساخت نتوانسته‌اند پیوندت را با هستی بگسلند و آن وقت اگر خیال كردی راهنمایی می‌خواهی كه با آن متفاوت سفر كنی یا احتمال دارد در سفر به هر استان نقاطی مهجور اما دیدنی را از قلم بیندازی، گفتگوی ما را با دكتر ناصر كرمی، اقلیم شناس و ایرانگرد در این زمینه بخوان. او پژوهشگری است كه روزهای زیادی از عمرش را صرف سفر به نقاط مختلف كشورمان كرده است تا آنجا كه امروز بخشی از تجربیات مكتوبش در این زمینه، در قالب كتاب راه‌یاب ایران، همسفری قابل اعتماد برای گردشگران شده است.
قصد ندارم این گفتگو را با پرسیدن صرف از قدمت بناهای باستانی و جنس سازه‌های كهن و وسعت دشت‌ها و عمق دریاچه‌ها، پرخمیازه كنم. به همین علت از شما دعوت كنم از آن دست جاذبه‌های گردشگری تعریف كنید كه ما ممكن است علی‌رغم سفر به استان‌های گوناگون ندیده باشیم شان.
نام بردن از همه ندیده‌های كشورمان در قالب یك گفتگو ممكن نیست. ایران حدود یك میلیون اثر تاریخی و فرهنگی ثبت شده، بیش از 2 هزار جاذبه گردشگری با قابلیت تبدیل شدن به قطب‌های ملی و بین‌المللی گردشگری، 5 هزار جاذبه طبیعی و 3 هزار آیین ملی و مذهبی دارد. پس چطور ممكن است در گفتگویی چند صد كلمه‌ای بتوانیم از همه آنها یا حتی درصد محدودی شان حرف بزنیم؟
به همین خاطر فكر می‌كنم باید فقط به ذكر شماری اندك از نام‌ها و نشان‌ها كه می‌شود دراین بهاریه،بهتر دیدن‌شان را پیشنهاد كرد، بسنده كنم اما باز هم تاكید می‌كنم كه هر چه بگویم حق مطلب ادا نمی‌شود. انگار كه بخواهی زیبایی تكه‌ای كاشی آبی را كف جوی آب با عظمت اصفهان بسنجی.
 


آذربایجان شرقی: قلعه بابك، عمارت ائل گلی، دره اهر، جنگل‌های ارسباران، سواحل شرقی ارومیه و كرانه‌های جنوبی بخش مركزی رودخانه‌ ارس.

اجازه بدهید سفرمان را از منتهی‌الیه شمال غربی كشور آغاز كنیم، یعنی آذربایجان‌های شرقی و غربی.
تاریخ نشان می‌دهد آریایی‌ها آذربایجان شرقی را سرزمینی سربلند و تسخیر ناپذیر می‌دانسته اند كه دژهایی چون قلعه بابك بر فراز مرتفع‌ترین نقاط كوه هایش، نمادی از همین باورند.
آذربایجان شرقی سرزمین قهوه خانه‌ها و عاشیق‌هاست، اما نام این استان معمولا گردشگران را فقط به فكر بازدید از عمارت ائل‌گلی تبریز می‌اندازد و شاید خاطره قله سهند، دره اهر، ارسباران و سواحل شرقی دریاچه ارومیه هم در ذهن شان زنده شود، اما كم پیدا می‌شوند آن كه كرانه‌های جنوبی بخش مركزی رودخانه ارس را هم در بهار و تابستان دیده باشند.
 


آذربایجان غربی: سردشت، قره كلیسا، كلیسای حضرت مریم و 11 كلیسای مشابه دیگر، سواحل دریاچه ارومیه و 102جزیره این دریاچه و منطقه مراكان.
... و اما آذربایجان غربی از آن
نظر كه به گواه برخی روایات، شهرستان سردشتش را زادگاه زرتشت می‌خوانند، ضمن آن كه نخستین جایی بوده است كه پروتستان‌ها در آن پناه گرفته اند و از سوی دیگر قره كلیسا در آن واقع شده است كه برخی ارامنه آن را نخستین كلیسای جهان می‌دانند و به واسطه همه این دلایل، این استان برای مذاهب زرتشتی، ارمنی و پروتستان سرزمینی مقدس به حساب می‌آید.
پس از قره كلیسا، از میان 12 كلیسای باقیمانده در این استان من كلیسای حضرت مریم را برای بازدید پیشنهاد می‌كنم، چون تركیبی است از فرهنگ‌های ایران باستان، چین و اروپا. این كلیسا روی خرابه‌های آتشكده‌ای زرتشتی بنا شده و بنابر روایت‌های محلی معماری چینی در طراحی محرابش نقش داشته و حتی سنگی در آن هست كه می‌گویند از چین آورده شده است. هر كس پا به آذربایجان غربی بگذارد حتما دریاچه ارومیه و 102 جزیره زیبایش را فراموش نمی‌كند، اما كمتر كسی پیدا می‌شود كه گذر از جاده مسحور كننده ارومیه به سنندج را تجربه كرده باشد یا بداند در شمال آذربایجان شرقی منطقه مراكان قرار گرفته كه جغرافیدان‌ها به آن می‌گویند قفقاز كوچك كه پر است از چشم‌انداز‌های طبیعی.
 


اردبیل: كوه‌های سبلان، آرامگاه شاه صفی، دریاچه نئور، شورابیل، جاده اردبیل به پارس‌آباد مغان، حد فاصل دلتای ارس به خزر و دامنه‌های ارسباران و كوه‌های تالش و آب گرم سرعین.

از شمال غربی ایران كه گفتم اردبیل را فراموش كردم.
در كتاب‌های گردشگری از جاذبه‌های این استان معمولا به سرعین، مقبره شاه صفی، كوه‌های سبلان، دریاچه نئور و شورابیل اشاره می‌شود. جاذبه دیگری از اردبیل می‌شناسید؟
جاده‌های اردبیل بی نهایت دلفریبند. مسیر اردبیل به پارس آباد مغان یكی از این راه‌هاست كه مثل خطی سبز روی زمین كشیده می‌شود و می‌رسد به جایی مابین دلتای ارس به خزر، دامنه‌های شرقی ارسباران و آخرین ستیغ‌های شمالی كوهستان تالش، سرزمینی كه گویی سبزترین جای زمین است و نه شرجی سخت تابستان جنگل‌های شمال را دارد و نه سرمای تند كوهستان‌های آذربایجان را. سرزمینی كه دیدنش خستگی چشم‌ها را شفا می‌دهد همان‌طور كه آب گرم سرعین، درد مفاصل را.
 


مازندران: روستاهای كندلوس، چمستان، جواهرده وكلاردشت، جاده‌های دوهزار سه هزار بلده به یوش، عباس‌آباد، نور به چمستان، مرزن‌آباد به كجور و جنگل‌های كهن.

مسافران نوروزی استان‌های شمال غربی كشور معمولا به استان‌های مازندران و گیلان هم سر می‌زنند؛ البته این 2 استان گردشگر زیاد دارند و حتی مازندران با بیش از 5 میلیون نفر گردشگر در سال، مهم‌ترین قطب گردشگری ایران شده است، اما هنوز جاذبه‌های واقعی گردشگری این استان‌ها هم ناشناخته‌اند و نشانه اش انبوه مسافرانی است كه از ساحل خزر دل نمی‌كنند و همه روزهای مسافرت را در همان حوالی می‌گذرانند.
مردم در سفر به مازندران معمولا وقتشان را با خزر آبی و آرامش می‌گذرانند یا اگر اهل نقشه‌خوانی باشند و ادعای سفركردن متفاوت داشته باشند شاید به كندلوس و چمستان و جواهر ده و كلاردشت هم بروند و اگر حرفه‌ای‌تر باشند از جاده‌های دو هزار و سه هزار، بلده به یوش، عباس‌آباد، نور به چمستان و مرزن‌آباد به كجور هم دیدن می‌كنند، اما حیف از آن جنگل‌های انبوه و پر راز كه فراموش شده و بی بازدیدكننده باقی می‌مانند. فكر می‌كنید چند نفر در سفر به مازندران یاد گشت و گذار درجنگل هایش می‌افتند؟ هیچ می‌دانستید جنگل‌های مازندران، قدیمی ترین جنگل‌های جهان هستند، حتی قدیمی‌تر از آمازون و سوماترا؟
 


گیلان: بازار سنتی رشت، مرداب ساحلی انزلی، بازار آستارا، شهر لاهیجان، شهرستان فومن، ماسوله، دامنه‌های درفك، زندگی بومیان تالش و اسالم، شهرستان سیاهكل و منطقه دیلمان.

گیلان هم هر سال حدود 3 میلیون نفر مسافر دارد كه مقصد بیشترشان بازار رشت، مرداب ساحلی انزلی، ‌بازار آستارا، لاهیجان و فومن، ماسوله و بندرت دامنه‌های كوه درفك است، اما فقط شماری اندك از آنها مشتاقند با زندگی شگفت‌انگیز كوه‌نشین‌های تالش و جنگل نشینان اسالم آشنا شوند یا از لاهیجان راه‌شان را به سمت سیاهكل كج می‌كنند یا راهی دیلمان می‌شوند تا بفهمند چه سحری در این خاك سال‌ها پیش الهام بخش خنیا گران شده است برای آفرینش موسیقی سنتی دیلمانی.
بگذارید بار دیگر به تبریز برگردیم و این بار مسیر تبریز به مشهد را پی بگیریم.
در این مسیر از زنجان، قزوین، تهران، سمنان، شاهرود و مشهد می‌گذریم. از جاذبه‌های این مناطق با صرف نظر از تهران كه علی‌رغم داشتن بیش از100جاذبه گردشگری در گردابی از دود و آلودگی فرورفته توضیح بدهید.
بعضی از گردشگران زنجان را هنوز با چاقوهای دسته شاخی اش می‌شناسند....
 


زنجان: گنبد سلطانیه، غار كتله خور.

دیگر ممكن نیست، چون چاقوهای چینی، بازار زنجان را تسخیر كرده‌اند! از این استان فعلا گنبد سلطانیه معادل چینی ندارد و غار كتله خور.
گنبد سلطانیه در زمان احداث بلندترین بنای جهان بود وهنوز هم بلندترین گنبد جهان محسوب می‌شود. بازدید از غار كتله خور هم پیشنهاد شایسته‌ای است. این غار هنوز كاملا شناسایی نشده و برخی دهانه‌های آن به دالان‌هایی پیچ در پیچ و طولانی وصلند كه هنوز پای بشر به آنجا باز نشده و حتی برخی غارنوردان اعتقاد دارند این غار اگر از غار علیصدر همدان (به عنوان بزرگ‌ترین غار آبی جهان) بزرگ‌تر نباشد، كوچك‌تر نیست.
 


قزوین: قلعه الموت، دره طالقان، روستاهای ییلاقی، دریاچه یخ‌زده در حد فاصل مسیر شهرك به رودبارك كلاردشت.

مقصد بعدی اگر قزوین باشد باید بدانید دشت آن و كوهستان‌های مجاورش محل وقوع پاره‌ای از مهم‌ترین تحولات تاریخی در ایران بوده است. امروز از آن تاریخ پرماجرا فقط قلعه الموت و یكی دو بنای دیگر در مركز استان باقی مانده‌اند، اما حتی اگر این بنا‌ها هم به یادگار نمی‌ماندند جذابیت چشم‌اندازهای طبیعی قزوین آنقدر هست كه مسافران به هوایش در آن توقف كنند. البته تجربه سفر به این شهر به من یاد داده است كه بیشتر این جاذبه‌های طبیعی در نوروز برای سفر مناسب نیستند، چون در ارتفاعات واقع شده اند و آب و هوای شان فقط در تابستان معتدل می‌شود.
دره طالقان و روستاهای ییلاقیش مهجورترین جاذبه طبیعی قزوین است. از دره طالقان چندین راهگذار پس ازگذرازخط الراس البرز به كلاردشت و دوهزار و سه‌هزار می‌رسند. یكی از این راهگذارها كه تقریبا از شهرك شروع شده است و در نهایت به رودبارك كلاردشت می‌رسد روی گردنه‌ها از حاشیه یك دریاچه كم عمق می‌گذرد كه در بیشتر ایام سال سطح آن یخ زده است و فقط كوهنوردهای حرفه‌ای می‌شناسندش.
 


سمنان: مسجد جامع، ییلاق شهمیرزاد، مسجد تاریخانه، رختشویخانه دامغان،‌ منطقه خوش ییلاق، جاده سمنان به شهمیرزاد، جاده شاهرود به آزادشهر، آرامگاه بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسین خرقانی.

هرچند سمنان جاذبه‌هایی مانند ‌مسجد جامع، ‌ییلاق شهمیرزاد،‌مسجد تاریخانه،‌ رختشویخانه دامغان و منطقه حفاظت شده خوشش ییلاق را دارد، اما جذابیت‌هایی كه قادرند سمنان را به یك قطب ممتاز طبیعت گردی تبدیل كنند، جاده‌هایی هستند كه از نقاط مختلف این استان به سمت چشم‌اندازهای طبیعی‌اش می‌روند، مثل جاده سمنان به شهمیرزاد و فولاد محله كه از حاشیه دشت كویر رد می‌شود و شما را به ییلاقی سرسبز در دل كوهستان می‌رساند یا جاده شاهرود به آزادشهر كه از بسطام و خرقان و حاشیه كوه ابرعبور می‌كند. در بسطام باید به زیارت مقبره بایزید بسطامی بروید و پس از طی اندك فاصله‌ای از این شهر، به خرقان و آرامگاه شیخ ابوالحسن خرقانی می‌رسید. در انتهای جاده شاهرود به آزادشهر، وارد استان گلستان می‌شوید.
 


گلستان: پارك ملی گلستان، منطقه حفاظت شده جهان‌نما، منطقه خوش ییلاق، آشورده، تالاب‌های سه‌گانه، تركمن صحرا، تالاب اینچه‌برون، سواحل خزر، قلعه ماران، زندگی بومیان تركمن صحرا، بنادر گمیشان تپه و حسینقلی‌خان.

استان گلستان مرا یاد جاده‌ای می‌اندازد كه متاسفانه از وسط پارك ملی گلستان در حال عبور است و البته یاد آتش‌سوزی‌های فصلی و آخر از همه یاد طبیعت گردی....
اما استان گلستان علاوه بر پارك ملی‌اش، چشم اندازهای طبیعی دیگری هم دارد كه نباید از آنها غافل شد. منطقه حفاظت شده جهان نما، منطقه حفاظت شده خوش ییلاق،‌ آشورده، تالاب‌های سه گانه تركمن‌صحرا، ‌آلاگل، آلماكل و آجی‌گل، ‌تالاب اینچه برون و سواحل خزر را در جایی كه پاك‌تر و خلوت‌تر و آفتابی‌تر از دیگر بخش‌های آن است باید به فهرست جاذبه‌های طبیعی این استان بیفزایید. یكی از جاذبه‌های فراموش شده استان گلستان، ‌قلعه ماران است كه از دور همچون كشتی بزرگی بر فراز قله از دل ابرها سر برآورده است.
زندگی بومی ساكنان تركمن‌ صحرا و بنادر كوچكی همچون گمیشان تپه و حسینقلی‌خان هم دیدنی است.
 


خراسان جنوبی: گردشگری روستایی در اطراف شهرهای طبس، فردوس، گناباد، خواف و تایباد و جاده بیرجند - زاهدان (جاذبه كویرگردی)

مقصد بعدی ما، مشهد است كه خوشبختانه هر سال حدود 4 میلیون گردشگر مذهبی دارد و این شمار گردشگران، برای یك شهر به نظر مناسب می‌آید.
از دیدگاه من، هنوز برنامه جامعی برای ساماندهی صنعت گردشگری در استان خراسان رضوی وجود ندارد؛ در حالی كه می‌شود از حضور این جمعیت انبوه برای فعال‌سازی دیگر جاذبه‌های توریستی خراسان هم بهره گرفت اما اگر راه را كج كنید به سمت بخش‌های خراسان جنوبی جلوه‌های زندگی روستایی در مناطقی همچون فردوس، ‌طبس، گناباد، ‌خواف و تایباد برای مردم ایران كاملا ناشناخته است.
 


سیستان و بلوچستان: زندگی بومی در شهرهای سراوان، خاش و ایرانشهر. بندرچابهار، شهرسوخته، منطقه حفاظت شده با هوكلات و حواشی رودخانه سرباز.

جاده‌ای كه از بیرجند در خراسان جنوبی به سمت سیستان و بلوچستان می‌رود هم اگر امن باشد، ارزش دیدن دارد و چهره‌ای خاص از زندگی كویری را نمایان می‌كند كه در نقاط دیگر ایران پیدا نمی‌شود.
علاوه بر این جاده، مطمئنم زندگی بومی‌های سیستان و بلوچستان بویژه در شهرهایی مانند سراوان، خاش و ایرانشهر برای آنها كه به مردم‌شناسی علاقه دارند، جالب خواهد بود. بندر چابهار را به عنوان منطقه‌ای آزاد و شهر سوخته را هم به عنوان نمادی از تمدنی 4000 ساله همه می‌شناسند اما آیا منطقه حفاظت شده و سرسبز باهو كلات را هم دیده‌اید؟ یا تا كنون به حواشی رودخانه سرباز كه تنها زیستگاه تمساح‌های پوزه كوتاه ایران است، رفته‌اید؟
 


همدان: گردشگری روستایی در روستاهایی چون علیصدر، حبشی، پری، مانیزان، سیمین. كوه الوند، آرامگاه بوعلی سینا و باباطاهر و استرومردخای، گنجنامه و هگمتانه.

ما از مسیر تبریز به گلستان صحبت كردیم، اما اگر در میانه راه در جاده اصلی قزوین به سمت رزن می‌راندیم، پس از این شهر بزرگراهی آغاز می‌شد كه به همدان و كرمانشاه می‌رسید و این دروازه ورودی به شهر‌های غربی كشور است. البته بزرگراه‌ها در مناطق غربی كشور چندان زیاد نیستند، اما این دلیل نمی‌شود كسی در نوروز به كرمانشاه، كردستان، لرستان یا ایلام نرود.
همدان به خاطر كوه الوند و مقبره بوعلی سینا و باباطاهر و استرومردخای و گنجنامه و هگمتانه‌اش برای مردم شناخته شده است و همه احتمالا به دره عباس‌آبادش هم می‌روند، اما پیشنهاد من یك شب اتراق در یكی از روستاهای غرب این استان است كه باعث می‌شود زندگی بكر روستایی را درك كنید.
 
كرمانشاه: طاق‌بستان، بیستون، غار غوری قلعه و معبد آناهیتا در كنگاور.

كرمانشاه را هم یكی از مقاصد بسیار مناسب برای سفرهای نوروزی می‌دانم چون نه به اندازه استان‌های شمال و مركزی شلوغ است نه به اندازه استان‌های شمال غربی سرد و خشك، طاق بستانش و بیستونش بخوبی حفظ شده و چنان خوش آب و هوا و حاصلخیز است كه از 4000 سال پیش تاكنون آباد و مسكونی بوده و 1500 سال پیش به نام‌هایی چون «نیشابی» و «آلی پی» می‌خواندندش. از شمال‌غرب شهر كرمانشاه اگر
90 كیلومتر به سمت پاوه حركت كنید، به غار غوری‌قلعه می‌رسید كه هنوز انتهای برخی دالان‌هایش كشف نشده و شایعه‌هایی وجود دارند كه می‌گویند انتهای آنها به خاك عراق می‌رسد.
 


لرستان: دریاچه گهر، قلعه فلك‌الافلاك، ‌آبشارهای نوژیان، شوی و تله زنگ، دره چكان، بازار میرزاسیدرضا و سراب كیو.

تعریف لرستان روی كارت‌های تبریك، همیشه یا دریاچه گهر بوده یا قلعه فلك‌الافلاك و بندرت از نوژیان به عنوان بلندترین و شوی و تله‌زنگ به عنوان پهن‌ترین آبشارهای كشور هم عكس‌هایی وجود دارد اما هیچ وقت ندیده‌ام تصویری از دره چكان روی كارتی چاپ شود و بعید می‌دانم حتی یك درصد از مردم حتی نام آن را شنیده باشند؛ در حالی كه این دره زیبا، تمدن طلایی عصر مفرغ را در خود جای داده و روزگاری از باشكوه‌ترین نقاط زیست بشر بوده است. امروز برخی از این آثار در بخشی از قلعه فلك‌الافلاك كه موزه شده قابل مشاهده‌اند. در خرم‌آباد لرستان باید بازار قدیم آن موسوم به بازار میرزا سید رضا و سراب كیو را هم ببینید. به این دیدنی‌ها آمیختن با زندگی عشایری در این استان را هم اضافه كنید.
 


ایلام: طبیعت گردی در دشت‌هایی

چون صالح‌آباد، دهلران، دشت عباس و تفرجگاه‌های جنگلی مانند چقاسبز، ششدار، تجریان، گلم زرد و گره چگا، جاده دهلران به اندیمشك، تپه ماهورهای ایلام.
كاش از لرستان به ایلام هم بروید. متاسفانه كمتر گذر مسافری به استان ایلام می‌افتد و كمتر كسی می‌داند كه دره‌ها و دشت‌های این استان در بهار غرق در شقایق‌های سرخ می‌شوند. ایلام را در گذشته‌های دور، لرستان پشتكوه می‌خواندند. در این استان حتی در نقاطی كه انتظارش را ندارید، به نشانه یا بازمانده‌ای از اثری تاریخی برمی‌خورید. هنوز هم تپه‌ماهورهای ایلام محبوب گردشگران هستند. پیشنهاد من برای مسیر سفر به ایلام جاده لرستان است اما در برگشت، حركت در جاده دهلران به اندیمشك، فرصتی برایتان فراهم می‌كند كه از جاذبه‌های شمال خوزستان هم بازدید كنید.
 


كردستان: گردشگری روستایی در روستاهایی چون پالنگان، اورامان تخت، آویهنگ، ژیورا قصلان، نوره، نگل و...، طبیعت‌گردی در دشت‌های دهگلان، قروه، بیجار و.....

كردستان را از فهرست استان‌های غربی از قلم نیندازید، یادم می‌آید یك بار از پژوهشی می‌گفتید كه پژوهشگری در آن، كردستان را بهشت عدن خوانده بود.
بله، دیوید رول باستان‌شناس انگلیسی سال گذشته كردستان را بهشت عدن ‌ همان جایی كه حضرت آدم و حوا پس از ترك بهشت،‌ در آن هبوط كردند ‌ دانست. مبنای ادعایش هم اشارات جغرافیایی بخش «جنیس» كتاب انجیل بود، اما كردستان ایران اگر بهشت عدن هم نباشد، به مقصد سفر شدن می‌ارزد.
جلوه‌های خاص زندگی بومی هنوز در همه شهرهای كردستان وجود دارد و دیدنی است اما اگر می‌خواهید روح واقعی كردستان را درك كنید باید دوسه روزی را به طور كامل در حس و حال زندگی یك كرد اصیل و بومی در روستاهای این استان بگذرانید.
 


خوزستان:‌ منطقه پارسومانش، زیگورات چغازنبیل، سازه‌های آبی شوشتر، آثاری چون كاخ‌های آپادانا و ماندانا و شهرهای شاهی و صنعتگران، شهرآجری قدیمی دزفول و بازار كهنه ریال.

از لرستان كه می‌گفتید مسیر دهلران به اندیمشك را پیشنهاد كردید تا مسافران سری هم به خوزستان بزنند؛ اما می‌خواهم بگویم حیف می‌شود اگر كسی تا جنوب شرقی ایران برود و به گذری كوتاه از شمال خوزستان بسنده كند.
با شما موافقم اما هشدار می‌دهم كه برای سفر به خوزستان باید عجله كنید، چون از نیمه فروردین اندك اندك هوا گرم می‌شود.
منطقه پارسوماش خوزستان در محدوده تقریبی شهرستان‌های مسجد سلیمان، اندیكا، لالی، هفتگل و ایذه نخستین مناطق استقرار پارسیان آریایی در ایران بوده‌اند. بیشتر مردم از جاذبه‌های خوزستان خبر دارند و زیگورات چغازنبیل یادگار تمدن بزرگ عیلامی‌ها در محدوده شهرستان هفت‌تپه، شوش پایتخت زمستانی هخامنشیان با آثاری چون كاخ‌های آپادانا و ماندانا و شهرهای شاهی و صنعتگران را دیده‌اند، اما شاید در سفرهایشان به این استان كمتر از شهر آجری قدیمی دزفول و بازار كهنه ریال در آن بازدید كرده باشند.
 


چهارمحال و بختیاری: ‌گردشگری روستایی در روستاهای چون آتشگاه، اورگان، دزك، ده‌‌چشمه و....

سفر به چهار محال و بختیاری از جاده رابط خوزستان به این استان هم چندان طول نمی‌كشد، اما دشت‌های استان در نیمه بهار زیباترند؛ چون لاله‌های واژگون و اشك‌ریز در این ماه‌ها باز می‌شوند.
چهارمحال و بختیاری در بلندترین بخش از رشته كوه 1200 كیلومتری زاگرس قرار گرفته است. پیشنهاد می‌كنم حتی اگر در نوروز نمی‌توانید به این استان بروید، برای تجربه زندگی بومی و بكر بویژه در روستاهای این استان، حداقل در تابستان به آن سفر كنید چون هوای آن در تابستان هم مطبوع و بهاری است.
 


اصفهان: محله‌های كهن جلفا.

از چهارمحال و بختیاری تا اصفهان راه درازی نیست. اصفهان البته نیازی به تعریف ندارد. این همان شهری است كه روزگاری آندره مالرو آن را در كنار پاریس و فلورانس جزو زیباترین شهر‌های جهان خواند. به گردشگری توصیه می‌كنم در اصفهان فقط به دیدار آثار تاریخی آن قانع نشوید و حتما به محله‌های قدیمی اش مانند جلفا هم سرك بكشید.
 


فارس: دریاچه‌های فالور، بختگان و پریشان، كوچ ایل قشقایی، گردشگری روستایی در روستاهایی چون آتشكده، بندامیر، پاقلعه، مارگون و سرمشهد.

در نگاهی كلی تر می‌خواهم به توصیه تان این مطلب را هم اضافه كنم كه استان اصفهان فقط شهر اصفهان نیست، همان‌طور كه استان فارس هم فقط شیراز نیست و گردشگری در این استان هم نباید به بازدید از تخت جمشید و شاهچراغ و حافظیه ختم شود، مطمئنا شمار زیادی از هموطنان ما حداقل یك بار به استان فارس سفر كرده‌اند اما كمتر علاقه مند هستند، روستاهای این استان را ببینند.
به زیبایی روستاهای استان فارس، لذت تماشای كوچ ایل قشقایی را در دامنه‌های سبز این استان بیفزایید. رونق گردشگری در فارس فقط به اتكای یادگارهای به جامانده از پارسیان 2500 سال پیش و یا معجزه هنر حافظ و سعدی نیست، چشم‌اندازهای طبیعی این استان مانند دریاچه‌های فامور، بختگان و پریشان هم قابلیت جذب گردشگر را دارند.
 


بوشهر: گردشگری دریایی در سواحل خلیج فارس، خانه رئیسعلی دلواری و گردشگری روستایی در روستاهایی چون بندری، چاكوتاه و حصار .

گرچه هنوز از شیراز به بوشهر بزرگراهی وجود ندارد، اما حتی اگر از جاده‌های اصلی با سرعتی متوسط برانیم، در كمتر از چند ساعت به بوشهر می‌رسیم. این استان در نوروز مسافران زیادی ندارد، شاید به این خاطر كه هنوز جاذبه‌های گردشگری اش برای مردم شناخته شده نیستند.
تلاش‌هایی كه در سال‌های اخیر، برای جذب گردشگر در استان بوشهر انجام شده چندان موفقیت‌آمیز نبوده است. به نظر می‌رسد یكی از بهترین فرصت‌ها در حوزه گردشگری برای سرمایه‌گذارانی كه قصد سرمایه‌گذاری دراین استان را دارند، فراهم كردن امكاناتی برای سفرهای دریایی خانوادگی است. گذشته از نخلستان‌های سرسبز و ساحل داغ بوشهر، مركز این استان چند عمارت بزرگ و تاریخی دارد. در تنگستان هم خانه رئیسعلی دلواری را حتما ببینید و اگر فرصتی برای یك شب سپری كردن در استان بوشهر داشتید، این شب را به روستای بندری با مردم مهمان نوازش اختصاص دهید.
 


هرمزگان: سفرهای دریایی به جزایر گنگ، میناب، هندورابی، هرمز و هنگام.

مردم از استان هرمزگان هم معمولا فقط كیش و قشم را می‌شناسند، اما این استان فقط آن 2 جزیره و بندر عباس نیست. توصیه‌ام این است كه با چند علاقه‌مند دیگر به سفرهای دریایی، لنجی اجاره كنید و گشت و‌گذاری در جزایر گنگ، میناب، هندورابی، فارور، هرمز و هنگام داشته باشید، درست مثل دریانوردانی كه سال‌ها پیش بین بندر زنگبار در آفریقا و بنادر هند و ایران در رفت و آمد بودند.
 


یزد: شهرهای اردكان، عقدا، میبد و تفت، طبیعت‌گردی در دامنه‌های شیركوه و ابركوه.

دو شهر كویری یزد و كرمان را برای حسن ختام گفتگوی‌امان نگه داشتم، از آن جهت كه كویر به قول یكی از بزرگان، تكامل جنگل است و هیچ‌كدام از زیبایی‌هایی كه درباره‌شان حرف زدیم، حریف افسون یكی از شب‌های پر ستاره‌اش نمی‌شوند.
یزد، نمادی از تمدن كویری است و به دلیل ویژگی خاص معماری‌اش در بهینه سازی مصرف سوخت و سازگاری با طبیعت، برای گردشگران خارجی حائز اهمیت است. بسیاری از گردشگران اروپایی به هوای دیدن معماری فوق‌العاده این استان و البته استان كرمان به كشورمان سفر می‌كنند غافل از این‌كه بیشتر مردم كشورمان هنوز به این استان‌ها سفر نكرده‌اند.
علاوه بر توجه به معماری شگفت‌انگیز مركز یزد، پیشنهادم برای سفر به این استان دیدار از اردكان، عقدا، میبد، تفت، دامنه‌های زیبای شیركوه، ابركوه و سروزیبای 4000 ساله آن است، سروی كه شاید كهنسال‌ترین موجود زنده در كشورمان باشد.
 


كرمان: شهر خیالی و چاله مركزی لوت درشهرستان بم، منطقه ماهان و منطقه كویری شهداد.

اگر در سفر نوروزی برنامه‌ریزی روزانه دارید، حتما بیش از 2 روز را به بازدید از استان كرمان اختصاص دهید. بازدید از آثار تاریخی مركز این استان دستكم به دو روز كامل وقت در برنامه سفرتان نیاز دارد، به این برنامه 2 روز بازدید از ماهان را هم بیفزایید و بعد می‌رسیم به بم كه باید شهر خیالی و چاله مركزی لوت را در آن ببینیم. این منطقه در فاصله‌ای كمتر از 150 كیلومتر از استان كرمان، گرم‌ترین نقطه در سراسركره زمین و تنها منطقه مطلقاً فاقد حیات در جهان است.
.... و اما شهداد! در شهداد هم حداقل یك شب باید بمانید تا مهتابش را ببینید، مهتابی كه هیچ عكسی نمی‌تواند واقعیتش را به بیننده منتقل كند یا حداقل به مخاطبش بفهماند كه چه سحری در آن نهفته است كه با مهتاب سرزمین‌های دیگر متفاوتش می‌كند و گردشگران خارجی را وا می‌دارد شهرهای چراغانی خودشان را به دست فراموشی بسپرند و هزاران كیلومتر از آنها دور شوند تا تجربه تماشای مهتاب زیبای شهداد را به خاطره‌های خوش دفتر زندگی‌اشان بیفزایند.

 

 

 فواید مسافرت در سلامتی

 

1- كاهش استرس و اضطراب

سفر به شما این امکان را می دهد که کمی فشارهای روحی و جسمی را از خود دور کنید. حتی اگر سفر کاری باشد و شما مجبور باشید ساعت های متمادی در کنفرانس هایی شرکت کنید، در عوض با کشور یا شهر جدیدی آشنا خواهید شد. ممکن است مسافرت اضطراب و استرس هم داشته باشد، به خصوص اگر سفر شما همراه با گردش و بازدید از جاهای دیدنی باشد یا نیاز به آشنایی با زبان های مختلف داشته باشید یا مقصدتان شهری شلوغ باشد. اما استرس سفر یک استرس مثبت است و مثل اضطراب شما از کار زیاد یا زندگی روزمره نیست. كاهش فشار و استرس روحی همیشه به سلامتی شما کمک خواهد کرد.

 
 

2 - تنوع در زندگی

مسافرت از هر نوعی که باشد باعث می شود برای مدتی از زندگی عادی خود دور شوید و همین مسئله به تنهایی انرژی زیادی به شما می دهد. اینکه بخواهید برنامه روزانه خود را کمی تغییر دهید، می تواند به عنوان نوعی درمان محسوب شود و این کار از کسل و خسته شدن فکر و جسم جلوگیری می کند. بزرگی می گفت: "هر تغییر و تنوعی به اندازه استراحت خوب است".

 


3 - استفاده از هوای آزاد

سفر باعث می شود كه از چهاردیواری منزل یا محل كار دور شوید و بیشتر ازهوای تازه و سالم لذت ببرید. اگر برای گردش به کوهستان یا برای استراحت به کنار دریا بروید، نسبت به روزهای عادی عمیق تر نفس بكشید تا اکسیژن بیشتری وارد بدنتان شود. همچنین می توانید از آفتاب گرفتن هم استفاده ی زیادی ببرید، اما احتیاط های لازم برای جلوگیری از آفتاب سوختگی را فراموش نکنید.

 


4- تغییر در رفتار

برنامه ریزی هم قسمتی از تفریحات تان است. زمانی که سفری در پیش دارید، حتی یکنواختی و کار سخت باعث می شود که بهتر با مشکلات کاری کنار بیایید. سفر کردن دید و احساس تازه ای نسبت به فرهنگ ها و آداب و رسوم مختلف به شما می دهد و کمک می کند که از زندگی بیشتر لذت ببرید. سفر حتی باعث می شود دید تازه ای نسبت به شهر خودتان هم پیدا کنید.

 


5- آشنایی با افراد و فرهنگ های مختلف

سفر کمک می کند تا افراد مختلفی را ملاقات کنید. اجتماعی بودن و معاشرت کردن نوعی درمان به حساب می آید و باعث می شود با فرهنگ ها و آداب و رسوم مختلف آشنا شوید.

 


6- خاطرات سفر

اگر تواناییش را دارید که به هر کجا دوست دارید سفر کنید، این کار را انجام دهید چون ممکن است بعدها پشیمان شوید. پس اگر همیشه آرزو داشته اید به استرالیا سفر کنید، الان وقتش است. همچنین بد نیست در طول سفر حتما خاطرات خود را بنویسید و عکس های یادگاری بگیرید تا بعدها بتوانید از آن خاطرات به خوبی یاد کنید.

 


7- ارتباط بهتر با همسر

سفر به شما این امکان را می دهد که بدون فکر کردن به وظایف و مسئولیت های خانه، زمان بیشتری را با همسرتان بگذرانید و کمی به گذشته برگردید. مطمئناً گذراندن اوقاتی خوش کنار همسرتان در سفر، خیلی بهتر از دعوا کردن است. دور شدن از محیط خانه و کار، باعث تجدید قوا و آرامش می شود و برای سلامتی روحی خانواده نیز مفید است.

 


8 - مطالعه در سفر

سفر کردن یکی از فعالیت هایی است که نباید نادیده گرفته شود. اگر زیاد به مسافرت می روید، سعی کنید بیشتر روی فواید آن مطالعه کنید چون اینگونه از سفرتان بیشتر لذت خواهید برد. از فرصت هایی که برای مسافرت برایتان پیش می آید نهایت استفاده را ببرید و از تأثیری که بر جسم و روحتان دارد استقبال کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 فروردین1390ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط کیارش نوزاد  | 

آیا میدانستید ؟!

( دانستنی های مختصر در مورد مصرف سیگار )

آیا میدانستید که ۸۰ درصد سیگاری های جهان در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند ؟

آیا میدانستید که
در کشورهای صنعتی روزانه ۶تا۷ کیلوگرم مواد افزودنی وارد بدن انسان ها می شود ؟

آیا میدانستید که
سیگاری ها موقع بیماری ۸ روز دیرتر از افراد عادی خوب می شوند ؟

آیا میدانستید که
سیگار حجم اکسیژن ریه‌ها را کاهش می‌دهد ؟

آیا میدانستید که
سیگار ۴ هزار ماده سمی و ۴۰ عنصر سرطان زا دارد ؟

آیا میدانستید که
مصرف هر یک نخ سیگار ، ۵٫۵ دقیقه از عمر انسان می کاهد ؟

آیا میدانستید که
افراد سیگاری ۲ برابر غیر سیگاری ها احتمال ابتلا به زخم معده را دارند ؟

آیا میدانستید که
میزان کل تولید برگ تنباکوی جهان در سال ۲۰۰۵ به ۶٫۳۸ میلیون تن بالغ میگردد ؟

آیا میدانستید که
روزانه هشت تا ده هزار نفر از نوجوانان در جهان کشیدن سیگار را آغاز می‌کنند ؟

آیا میدانستید که
استعمال سیگار در زنان باردار سبب مرگ تقریبا ۴.۰۰۰ نوزاد در سال می شود ؟

آیا میدانستید که
دود سیگار موجود در محیط بیش‌‌تر از مصرف مواد قندی در پوسیدگی دندان‌های کودکان نقش دارد ؟

آیا میدانستید که
درآمد سالانه یک کارخانه سیگار آمریکایی معادل ۱۵ سال فروش نفت ایران است ؟

آیا میدانستید که
دود سیگار حاوی ۴.۰۰۰ نوع ماده با آثار آنتی ژنی، جهش زایی و سرطان زایی، دارویی و ضد سلولی است ؟

آیا میدانستید که
روزانه ۱۵ میلیارد نخ سیگار در سراسر جهان خریداری میشود، به عبارت دیگر هر دقیقه ۱۰ میلیون نخ و یا ۵٫۶ تریلیون نخ در سال ؟

آیا میدانستید که
مصرف مواد دخانی در هر ۸ ثانیه یک نفر را می‌کشد و سالانه ۴ میلیون مرگ و یا حدود ۱۰ هزار مرگ روزانه در پی دارد ؟

آیا میدانستید که
تا سال ۲۰۲۰ دخانیات سالی ۱۰ میلیون قربانی در جهان خواهد داشت که ۷ میلیون آن در کشورهای در حال توسعه است ؟

آیا میدانستید که
سیگار کشیدن خطراتی وخیم برای سلامت مادر و جنین ایجاد می‌کند و می‌تواند باعث زایمان زودرس، وزن کم هنگام تولد و مرگ ناگهانی نوزاد شود ؟

آیا میدانستید که
در افرادی که فشارخون یا کلسترول بالا دارند، مصرف سیگار احتمال مرگ را به ۲ برابر افزایش میدهد؟

آیا میدانستید که
افراد سیگاری به طور متوسط ۸-۵ سال زودتر از افراد غیر سیگاری (در شرایط یکسان)، جان خود را از دست می دهند ؟

آیا میدانستید که
در سال ۱۹۹۶ از کل زباله های جمع آوری شده در امریکا ۲۰ درصد مربوط به ته سیگار بوده است ؟

آیا میدانستید که
دود سیگار موجود در محیط بیش‌‌تر از مصرف مواد قندی در پوسیدگی دندان‌های کودکان نقش دارد ؟

آیا میدانستید که
خطر بیماری‌ قلبی و سرطان ریه در افراد سیگاری که در خانه در معرض دود سیگار اطرافیان خود هستند، ۲۵‌‌درصد بیش‌تر از دیگران است ؟

آیا میدانستید که
آمار افراد سیگاری در دنیا حدود یک میلیارد و۲۰۰ میلیون نفر است که ۸۰۰ میلیون نفر آنها شهروندان کشورهای در حال توسعه هستند ؟

آیا میدانستید که
بر طبق تخمین دپارتمان تحقیق اقتصادی و کشاورزی آمریکا متجاوز از ۵ بیلیون نخ سیگار در سال ۲۰۰۶ مصرف شده است ؟

آیا میدانستید که
خطر بیماری‌ قلبی و سرطان ریه در افراد سیگاری که در خانه در معرض دود سیگار اطرافیان خود هستند، ۲۵‌‌درصد بیش‌تر از دیگران است ؟

آیا میدانستید که
نیکوتین ماده موثر و اصلی توتون و جزء کوچکی از دود سیگار است و بیش از ۴۳ ماده سرطان زای دیگر نیز در دود سیگار وجود دارد ؟

آیا میدانستید که
طبق اطلاعات منتشره توسط سازمان جهانی بهداشت سالیانه از ۳۰۰ میلیارد دلار درآمد کمپانی های دخانیات ۲۰۰ میلیارد دلار آن سود خالص می باشد ؟

آیا میدانستید که
پنجاه درصد از زنان سیگاری که بخاطر مضرات سیگار جان خود را از دست میدهند بر اثر حمله قلبی میباشد ؟

آیا میدانستید که
سیگار کشیدن فقط باعث سرطان نیست بلکه حمله قلبی نیز ناشی از آن میباشد ؟

آیا میدانستید که
سالیانه نزدیک به 6۰.۰۰۰ نفر بعلت عوارض سیگار در ایران فوت می شوند ؟

آیا میدانستید که
مصرف سیگار در ایران سالانه حدود ۶۰ میلیارد نخ میباشد و از این میزان در حدود ۱۳ تا ۱۵ میلیارد آن متعلق به شرکت دخانیات ایران و الباقی محصولات خارجی است ؟

آیا میدانستید که
در ایران سالانه بیش از 60 میلیارد نخ سیگار دود می‌شود که این میزان رقمی بالغ بر "هزار و هفتصد میلیارد" تومان هزینه را در بر می‌گیرد ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 فروردین1390ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط کیارش نوزاد  | 

صعود به دیو سپید پای در بند

جمعه به قله دماوند صعود میکنم.

ارتفاع ۵٬۶۱۰ تا ۵٬۶۷۱ متر
مکان مازندران،بخش لاریجان شهرستان آمل
رشته کوه البرز
ارتفاع نسبی ۴٬۶۶۱ متر
مشخصات '35°57 19، '52°N 06
گونه آتشفشانی مطبق
آخرین فوران سابقهٔ تاریخی‌ وجود ندارد

کوه دَماوَند کوهی در شمال ایران است که به عنوان بلندترین کوه این کشور و بلندترین آتشفشان خاورمیانه شناخته می‌شود. این کوه در قسمت مرکزی رشته‌کوه البرز در جنوب دریای خزر و در بخش لاریجان شهرستان آمل قرار دارد. قله دماوند که از نظر تقسیمات کشوری در استان مازندران قرار دارد، به هنگام صاف و آفتابی بودن هوا، از شهرهای تهران، ورامین و قم و همچنین کرانه‌های دریای خزر قابل رؤیت است. نزدیکترین شهر بزرگ به این کوه لاریجان است. کوه دماوند در سی‌ام تیرماه سال ۱۳۸۷ به عنوان نخستین اثر طبيعی ايران در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد.

از دماوند در اساطیر ایران هم یاد شده است و شهرتش بیش از هرچیز به این سبب است که ضحاک (پادشاهی ستمگر و اژدهافش) در آن به بند کشیده شده‌است. در آثار ادبی فارسی نیز فراوان به این اسطوره و به طور کلی‌تر کوه دماوند اشاره شده‌است. دماوند دارای چشمه‌های آب گرم لاریجان، اسک و وانه است.

جغرافیا دماوند

ارتفاع

منابع مختلف اندازه‌های گوناگونی برای ارتفاع قلهٔ دماوند از سطح دریا ذکر کرده‌اند. به نقل از درگاه ملی آمار ایران، ارتفاع این قله ۵٬۶۱۰ متر است ؛ منابع دیگر، از جمله پایگاه ملی داده‌های علوم زمین ایران و وب‌گاه رصدخانهٔ زمین ناسا، ارتفاع ۵٬۶۷۰ متر و ۵٬۶۷۱ متر را نیز برای قلهٔ این کوه ذکر کرده‌اند. دایرةالمعارف فارسی فهرستی شش موردی از ارتفاع‌هایی که برای این قله آمده‌است ذکر می‌کند که از ۵٬۵۴۳ تا ۶٬۴۰۰ متر می‌رسد.

فاصله از شهرهای نزدیک

این قله در ۶۹ کیلومتری شمال شرقی تهران، ۶۲ کیلومتری غرب آمل و ۲۶ کیلومتری شمال شهر دماوند واقع شده‌است.

رودخانه‌های پیرامون

رودخانه تینه در شمال، رودخانه هراز در جنوب و شرق و رودخانه دلیچای در غرب این کوه واقع شده‌اند.

کوهستان

قله دماوند در شرق کوهستان البرز مرکزی (استان مازندران) از رشته کوه البرز قرار دارد. قله‌های مجاور آن ورارو، سه سنگ، گل زرد، کاعون(کبود) و میانرود است.

آب و هوای دماوند

دما

حداقل دمای هوا در ارتفاعات دماوند تا ۶۰ درجه زیرصفر (در زمستان) و تا یکی-دو درجه زیر صفر (در تابستان) پایین می‌آید.

باد

سرعت توفان در دماوند گاهی از ۱۵۰ کیلومتر در ساعت می‌گذرد. سرعت باد در کوهپایه‌ها گاه به هفتاد کیلومتر در ساعت می‌رسد. بیشتر بادها از غرب و شمال غربی می‌وزند.

بارندگی

میانگین بارندگی در ارتفاعات دماوند ۱۴۰۰ میلی‌متر در سال است و بارش در ارتفاعات معمولاً به صورت برف است.

فشار هوا

فشار هوا در قله دماوند نصف فشار هوا در سطح دریا است.

آتشفشان دماوند

دماوند یک کوه آتشفشانی مطبق است که عمدتاً در دوران چهارم زمین‌شناسی موسوم به دوران هولوسین تشکیل شده و نسبتاً جوان است. فعالیت‌های آتش‌فشانی این کوه در حال حاضر محدود به تصعید گازهای گوگردی است. آخرین فعالیت‌های آتشفشانی این کوه مربوط به ۳۸۵۰۰ سال قبل بوده‌است.

دماوند یک آتشفشان خفته است که امکان فعال شدن مجدد آن وجود دارد. در برخی از سال‌ها از جمله سال ۱۳۸۶، دود و بخارهایی از قله خارج شد که برخی از شاهدان آن را گواهی بر فعال شدن این آتشفشان پنداشتند. اما در حقیقت در سال‌های پر بارش، با نفوذ آب به درون قله و برخورد سنگ‌های داغ، جریانی از بخار آب از دهانه قله خارج می‌شود و چنین به نظر می‌رسد که فعالیت‌های آتشفشانی صورت گرفته‌است.

قطر دهانه این آتشفشان در حدود ۴۰۰ متر است که دریاچه‌ای از یخ آن را پوشانده‌است. همچنین نشانه‌هایی از وجود دهانه‌های قدیمی در پهلوهای جنوبی و شمالی کوه ملاحظه می‌شود.

نام ها و ریشه شناسی دماوند

نام دماوند به دو صورت مشهور دماوند و دنباوند (با زبر یا پیش دال) ضبط شده‌است. حتی در بعضی مآخذ هر دو صورت نام آمده‌است. صورت دیگری که از نام این کوه ضبط شده‌است دباوند است. این کوه را با نام‌های کاملاً متفاوت بیکنی و جبل لاجورد نیز ثبت کرده‌اند. «نام دماوند در تورات آمده و صورت کهن آشوری آن «بیکن» است (ری باستان ۲/۶۴۲)»

در مورد دلیل نام‌گذاری دماوند در فرهنگ معین آمده‌است: «دم (دمه، بخار) + اوند = وند؛ دارای دمه و دود و بخار (آتشفشان)» احمد کسروی درباره‌ٔ نام‌گذاری دماوند یا دنباوند نظر کاملاً متفاوتی دارد. وی با استدلال‌هایی نسبتاً پیچیده نام‌گذاری «نهاوند» و «دماوند» را مرتبط می‌داند و می‌نویسد «در زبانهای باستان «نها» به‌معنی پیش و «دما» به‌ضم دال به‌معنی پشت و دنبال بوده،...» و در مورد «وند» می‌نویسد:««وندن» در زبانهای باستان ایران به‌معنای «نهادن» بوده[...] یکی از معناهای «نهادن» واقع شدن و ایستادن برجایی است.[...] و ناچار «وندن» نیز همان معنی را داشته و «وند» که ماضی آن است به‌معنی نهاد، برجایی ایستاد (واقع‌شد) می‌آمده‌است» او در ادامه نتیجه می‌گیرد:«پس «نهاوند» یعنی شهر یا آبادی یا قلعهٔ ایستاده در پیش‌رو و «دماوند» یعنی شهر یا آبادی یا قلعهٔ ایستاده در دنبال و پشت.

اسطوره در دماوند

دماوند در اساطیر ایران جایگاه ویژه‌ای دارد. شهرت آن بیش از هر چیز در این است که فریدون از شخصیت‌های اساطیری ایران، ضحاک را در آنجا در غاری به بند کشیده‌است و ضحاک آنجا زندانی‌است تا آخرالزمان که بند بگسلد و کشتن خلق آغاز کند و سرانجام به دست گرشاسپ کشته شود. هنوز هم بعضی از ساکنین نزدیک این کوه باور دارند که ضحاک در دماوند زندانی است و اعتقاد دارند که بعضی صداهایی که از کوه شنیده می‌شود، ناله‌های هموست.

در تاریخ بلعمی محل زیست کیومرث کوه دماوند دانسته شده‌است و گور فرزند وی هم آنجا دانسته شده‌است. با این تفصیل که چون فرزندش کشته شد خداوند چاهی بر سر کوه برآورد و کیومرث فرزند را در چاه فروهشت. بلعمی سپس از مغان نقل کند که کیومرث بر سر کوه آتش افروخت و آتش به چاه اندر افتاد و از آن روز تا امروز (روزگار بلعمی) ده پانزده بار پرزند و به هوا برشود و از مغان نقل می‌کند که این آتش دیو را از فرزند او دور دارد. به گفتهٔ تاریخ بلعمی جمشید به طبرستان به دماوند بود که سپاه ضحاک به وی رسید. بنا به روایتی نبرد لشگر فریدون به سپاهسالاری کاوه با ضحاک در حوالی دماوند بود. دماوند بار دیگر در گاه پادشاهی منوچهر مطرح می‌شود؛ آرش کمانگیر از فراز آن تیری انداخت تا مرز میان ایران و توران را تعیین کند.

بعدها با پا گرفتن اساطیر سامی در ایران برخی شخصیت‌های این اساطیر هم با دماوند ارتباطاتی یافتند. از جمله «عوام [...] معتقدند که سلیمان‌بن داوود, یکی از دیوان را که «صخر المارد» (سنگ سرکش) نام داشت در آن‌جا زندانی نمود. گویند، بر قلهٔ دماوند، زمین هموار است و از چاهی که بر فراز آن قرار دارد، روشنی بیرون آید.»

ادبیات و دماوند

در اشعار ایرانی معمولاً نام دماوند در ارتباط با اسطورهٔ به بند کشیده شدن ضحاک ظاهر می‌شود. فردوسی در شاهنامه در ابیاتی که داستان به بند کشیده شدن ضحاک توسط فریدون را تصویر می‌کند، چنین سروده است:

برآن گونه ضحاک را بسته سخت سوی شیرخوان برد بیدار بخت
همی راند او را به کوه اندرون همی خواست کارد سرش را نگون
بیامد هم آنگه خجسته سروش به خوبی یکی راز گفتش به گوش
که این بسته را تا دماوند کوه بِبَر همچنان تازیان بی‌گروه

اسدی طوسی در گرشاسپنامه که به پیروی از شاهنامه سروده شده‌است به این اسطوره اشاره می‌کند. در اشعار و منظومه‌های شاعران دیگر از جمله قصیده‌ای از ناصرخسرو منظومهٔ ویس و رامین از فخرالدین اسعد گرگانی و قصیده‌ای از خاقانی  تلمیح این اسطوره دیده می‌شود که میتوان به آنها رجوع کرد. همچنین گاه در عظمت به دماوند مثل زده‌اند.

قصیده دماوندیه اثر ملک الشعرای بهار تنها یکی از چندین شعری است که در مورد دماوند سروده شده‌است. دماوندیه اول او در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی با این مطلع آغاز گشت:

ای کوه سپیدسر، درخشان شو مانند وزو، شراره افشان شو

قصیدهٔ «دماوندیه دوم» که در سال ۱۳۰۱ توسط همین شاعر سروده شد، از شعرهای معروفی است که دربارهٔ دماوند سروده شده‌است که چنین است:

ای دیو سپید پای در بند!   ای گنبد گیتی! ای دماوند!
از سیم به سر یکی کله خود   ز آهن به میان یکی کمر بند
تا چشم بشر نبیندت روی   بنهفته به ابر، چهر دلبند
تا وارهی از دم ستوران   وین مردم نحس دیومانند
با شیر سپهر بسته پیمان   با اختر سعد کرده پیوند
چون گشت زمین ز جور گردون   سرد و سیه و خموش و آوند
بنواخت ز خشم بر فلک مشت   آن مشت تویی، تو ای دماوند!
تو مشت درشت روزگاری   از گردش قرنها پس افکند
ای مشت زمین! بر آسمان شو   بر ری بنواز ضربتی چند
نی نی، تو نه مشت روزگاری   ای کوه! نیم ز گفته خرسند
تو قلب فسرده‌ی زمینی   از درد ورم نموده یک چند
شو منفجر ای دل زمانه !   وآن آتش خود نهفته مپسند
خامش منشین، سخن همی گوی   افسرده مباش، خوش همی خند
ای مادر سر سپید! بشنو   این پند سیاه بخت فرزند
بگرای چو اژدهای گرزه   بخروش چو شرزه شیر ارغند

ترکیبی ساز بی‌مماثل   معجونی ساز بی‌همانند
از آتش آه خلق مظلوم   وز شعله‌ی کیفر خداوند
ابری بفرست بر سر ری   بارانش ز هول و بیم و آفند
بشکن در دوزخ و برون ریز   بادافره کفر کافری چند
ز آن گونه که بر مدینه‌ی عاد   صرصر شرر عدم پراکند
بفکن ز پی این اساس تزویر   بگسل ز هم این نژاد و پیوند
برکن ز بن این بنا، که باید   از ریشه بنای ظلم برکند
زین بی‌خردان سفله بستان   داد دل مردم خردمند

تاریخ در دماوند و دماوند در تاریخ

آشوریان این کوه را کان سنگ لاجورد می‌انگاشتند. البته ایشان در خطا بودند و سنگ لاجورد از بدخشان می‌آمده‌است. در زمان تاخت و تاز آشوری‌ها به فلات ایران این کوه بخشی از حدود مادها شمرده می‌شده و در متن‌های آشوری هم بدان اشاره‌شده‌است. سارگون دوم در لشکرکشی خود سرزمین‌های تا کوه دماوند را خراج‌گزار خود نموده بود. در زمان اسرحدون نیز آشوری‌ها تا پای کوه دماوند لشکر کشیده‌بودند. اما به‌پیشروی ادامه ندادند چون دماوند و آن‌سوترش کویر لوت را پایان دنیا می‌پنداشتند.

دیاکونوف سنت گذاردن پیکر مردگان در کوه‌ها را آیین مغانی می‌انگارد که در دامنه دماوند می‌زیسته‌اند و آیین خود را به دیگر جاهای ایران پراکندند. در دامنهٔ دماوند تعداد زیادی گور پیش از تاریخ وجود دارد.

در سده هشتم میلادی در پای کوه دماوند دژی بوده‌است که موبدی زرتشتی به نام مَس‌مُغان و پیروانش در آن می‌زیسته‌اند و این دژ به فرمان المهدی خلیفه عباسی ویران‌گشته و مس‌مغان نیز کشته شد. مس‌مغان (به عربی کبیرالمجوس) لقب بزرگان خاندان قارن بوده که تبار پارتی داشته و دارای سرزمین‌هایی در پای دماوند بوده‌اند.

غازان خان ایلخان مغول در ۴ شعبان ۶۹۴ (هجری) در لارِ دماوند به دست شیخ صدرالدین غسل کرد و مسلمان شد.

«در حدودالعالم آمده که ویمه و شلنبه دو شهرست از حدود کوه دنباوند و اندر وی بتابستان و زمستان سخت سرد بود و ازین کوه آهن افتد.(حدودالعالم. ص ۱۴۷)»

در دوران سلطنت دودمان پهلوی از نقش کوه دماوند و خورشید در حال تابش از پشت آن به عنوان نماد ایران زمین بهره می‌بردند.

ادعای ثبت در میراث جهانی

در فروردین ۱۳۸۷، خبرگزاری‌های ایران اخباری را در رابطه با ثبت کوه دماوند در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو منتشر کردند. این خبرها که از خبرگزاری‌های گوناگون مانند خبرگزاری فارس منتشر شد که در آن، کوه دماوند را به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران که در فهرست میراث طبیعی جهانی یونسکو به ثبت رسیده معرفی کردند. اما فریبرز دولت آبادی، معاون سازمان میراث فرهنگی در گفتگو با خبرگزاری میراث فرهنگی این ادعا را رد و آن را سو تفاهم دانست. وی ابراز کرد: «متاسفانه برداشت اشتباهی از موضوع ثبت دماوند صورت گرفته و این خبر اشتباه است.»

کوهنوردی

در زمان‌های قدیم عده‌ای خود را به قلهٔ دماوند رسانیده بودند. ناصر خسرو در سفرنامه‌اش نوشته‌است که گویند بر سر دماوند چاهی‌است که نوشادر و کبریت (گوگرد) از آن گیرند. صاحب آثار البلاد و اخبار العباد با نقل قولی دست دوم می‌گوید که عده‌ای از اهالی آن نواحی می‌گفته‌اند که در طی پنج روز و پنج شب به قله‌ٔ دماوند رسیده‌اند و قلهٔ آن را مسطح با مساحت صد جریب یافته‌اند گرچه از دور به مخروط می‌ماند. اولین صعود موفقیت‌آمیز اروپائیان به قلهٔ دماوند در سال ۱۸۳۷ توسط تیلر تامسن صورت گرفته‌است. همچنین نخستین صعود مستند ایرانی به این قله، به سال ۱۸۵۷ باز می‌گردد که تیم سرهنگ محمدصادق‌خان قاجار ارتفاع آن را ۶۶۱۳ ذرع تعیین نمود.

مسیرهای اصلی صعود

برای رسیدن به قله دماوند، مسیرهای مختلفی وجود دارند که شناخته‌شده‌ترین آن‌ها این جبهه‌ها هستند:

آسان‌ترین این مسیرها جبهه جنوبی و سخت‌ترین آنها جبهه شمالی است. سه جبهه شمالی، جنوبی و شمال شرقی در نزدیکی روستاها قرار گرفته‌اند و همچنین همگی دارای جان‌پناه در میان راه هستند. در مسیر جنوبی، آبشاری وجود دارد که همهٔ سال یخ‌زده‌است و تنها در تابستان‌های بسیار گرم، جاری می‌شود که به همین دلیل به آن آبشار یخی گفته می‌شود. این آبشار با قرار داشتن در ارتفاع ۵۱۰۰ متری، از نظر ارتفاع از سطح دریا مرتفع‌ترین آبشار خاورمیانه‌است.

پناهگاه‌ها

در نقشه راهنمای صعود به قله‌های البرز مرکزی پناه‌گاه‌هایی به شرح زیر مشخص شده‌است:

پناه‌گاه گوسفندسرا (کوهپایه) در ارتفاع ۲۹۵۰ متری.

بارگاه سوم (یال جنوبی) در ارتفاع ۴۱۵۰ متری.

پناه‌گاه سیمرغ (یال غربی) در ارتفاع ۴۱۵۰ متری.

پناه‌گاه تخت فریدون (یال شمال شرقی) در ارتفاع ۴۳۶۰ متری.

یخچال‌های معروف

یخچال سیوله (جبهه شمالی)

یخچال دوبی سل (جبهه شمالی)

یخچال عروسکها (جبهه شمالی)

یخچال یخار (شمال شرقی)

قله ها : ۱-دماوند             ۲-علم کوه               ۳-زادکوه                   

                  ۴-دوبرار            ۵-دو خواهران         ۶-قلعه گردن        

                  ۷-گرگ              ۸-خلنو                  ۹-مهرچال           

                ۱۰-میشینه مرگ    ۱۱-ناز                  ۱۲-شاه البرز        

                 ۱۳-سیالان          ۱۴-توچال              ۱۵-وروشت

                 ۱۶-پهنه حصار

رود ها:  ۱-الموت            ۲-چالوس              ۳-دو هزار        

                  ۴-هراز             ۵-چالوس              ۶-کرج              

                  ۷-کجور             ۸-لار                  ۹-نور               

                ۱۰-سرداب          ۱۱-سه هزار         ۱۲-شاهرود

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 تیر1389ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط کیارش نوزاد  | 

بخشی از گنجینه اسکناس من(1)

سومین سری از اسکناس های منتشر شده توسط بانک ملی ایران درسال ۱۳۱۶شمسی         همچنین در پشت اسکناس مقبره دانیال نبی در شوش نمایش داده شده.


نخستین سری اسکناس های منتشر شده توسط بانک ملی ایران با تصویر محمد رضا پهلوی        همچنین در پشت اسکناس مانند اسکناس بالا مقبره دانیال نبی در شوش نمایش داده شده البته با این تفاوت که در پشت اسکناس قبل نام بانک ملی ایران و اعداد لاتین است ولی در این اسکناس فارسی حک شده 

واحد پول کشور های مختلف

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 تیر1389ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط کیارش نوزاد  | 

واحد پول کشورهای مختلف

(منتظر رونمایی از گنجینه اسکناس های من باشید)

هر هفته پنج اسکناس

نام کشور

واحد پولی

اتریش

یورو

اتیوپی

بیر

اردن

دینار اردن

استرالیا

دلار استرالیا

اسرائیل

شکل

آفریقای مرکزی

فرانک آفریقای مرکزی

آفریقای جنوبی

رند

افغانستان

افغانی

آلبانی

لِک

الجزایر

دینار الجزایری

السالوادور

کولون السالوادور

آلمان

یورو

امارات متحده عربی

درهم

آنتیگوا و باربودا

دلار کارائیب شرقی

اندونزی

روپیه اندونزی

آنگولا

کوانزا

اوگاندا

شیلینگ اوگاندا

اوکرائین

گریونا

اکوادور

سوکره

آمریکا

دلار آمریکا

ایتالیا

یورو

ایران

ریال ایران

ایرلند

پاوند ایرلند

ایسلند

کرونا

باربادوس

دلار باربادوس

بحرین

دینار بحرینی

برزیل

کروزیرو

بریتانیا

پوند

بلاروس

روبل جدید

بلژیک

یورو

بلغارستان

لف جدید

بلیز

دلار بلیز

بنگلادش

تاکا

بنین

فرانک

بوتان

روپیه

بوتسوانا

پولا

بورکینافاسو

فرانک سی‌اف‌آ

بولیوی

بولیویانو

پاراگوئه

گوارانی

پاناما

بالبوآ

پاکستان

روپیه پاکستان

پرتغال

یورو

پرو

سول جدید

پورتوریکو

 

تاجیکستان

سامانی

تانزانیا

شیلینگ تانزانیایی

تایلند

بات

تایوان

یوان تایوان

ترکمنستان

منات ترکمنستان

ترکیه

لیر

ترینیداد و توباگو

دلار ترینیداد و توباگو

تونس

دینار تونس

تونگا

پاآنگا

جامائیکا

دلار جامائیکا

جمهوری آذربایجان

منات

جمهوری چک

کرون چک

جمهوری خلق چین

یوان

جمهوری دومینیکن

پزو دومینیکن

جیبوتی

فرانک جیبوتی

چاد

فرانک سی‌اف‌آ

دانمارک

کرون دانمارک

دومینیکا

دلار کارائیب شرقی

روآندا

فرانک روآندا

روسیه

روبل

رومانی

لئو

زامبیا

کواچا

زلاند نو

دلار زلاندنو

زیمبابوه

دلار زیمبابوه

ژاپن

ین

سائوتومه و پرنسیپ

دوبرا

ساحل عاج

فرانک سی‌اف‌آ

ساموآ

تالا

سان مارینو

یورو

سری‌لانکا

روپیه سری‌لانکا

سنت کیتس و نویس

دلار کارائیب شرقی

سنت لوسیا

دلار کارائیب شرقی

سنت وینسنت و گرنادین

دلار کارائیب شرقی

سنگاپور

دلار سنگاپور

سنگال

فرانک سی‌اف‌آ

سوئد

کرون سوئد

سوئیس

فرانک سوئیس

سوازیلند

لیلانگنی

سودان

دینار سودان

سورینام

گیلدر سورینام

سوریه

ليره سوریه

سومالی

شیلینگ سومالی

سیرالئون

لئون

سیشل

روپیه سیشل

شیلی

پزو شیلی

صربستان

دینار جدید صربستان

عراق

دینار عراق

عربستان سعودی

ریال سعودی

عمان

ریال عمان

غنا

سدی

فرانسه

یورو

فلسطین

؟

فنلاند

یورو

فیجی

دلار فیجی

فیلیپین

پزو فیلیپین

قبرس

پوند قبرس

قرقیزستان

سوم قرقیزستان

قزاقستان

تنگه

قطر

ریال قطر

کامبوج

ریل کامبوج

کامرون

فرانک سی‌اف‌آ

کانادا

دلار کانادا

کره جنوبی

وون کره جنوبی

کره شمالی

وون کره شمالی

کرواسی

کونا

کاستاریکا

کولون کاستاریکا

کلمبیا

پزو کلمبیا

کنگو

فرانک سی‌اف‌آ

جمهوری دموکراتیک کنگو

فرانک کنگو

کنیا

شیلینگ کنیا

کوبا

پزو کوبا

کومور

فرانک کومور

کویت

دينار کویت

کیپ ورد

اسکودو کیپ ورد

کیریباتی

دلار استرالیا

گابون

فرانک سی‌اف‌آ

گامبیا

دالاسی

گرجستان

لاری

گرنادا

دلار کارائیب شرقی

گوآتمالا

کتسال

گویان

دلار گویان

گینه

فرانک گینه

گینه استوایی

فرانک سی‌اف‌آ

گینه بیسائو

فرانک سی‌اف‌آ

لائوس

کیپ

لتونی

لاتس

لبنان

لیره لبنان

لسوتو

لوتی

لوکزامبورگ

یورو

لهستان

زلوتی

لیبریا

دلار لیبریا

لیبی

دینار لیبی

لیتوانی

لیتاس

لیختن اشتاین

فرانک سوئیس

ماداگاسکار

فرانک ماداگاسکار

مالاوی

کواچای مالاوی

مالت

لیره مالت

مالدیو

روفیا

مالزی

رینگیت

مالی

فرانک سی‌اف‌آ

مجارستان

فورینت

مراکش

درهم مغرب

مصر

لیره (پوند) مصر

مغولستان

توگریک

مقدونیه

دنار

موریتانی

وگیه

موریس

روپیه موریس

موزامبیک

متیکال

مولداوی

لئو

موناکو

یورو

مکزیک

پزو مکزیک

میانمار

کیات

نامیبیا

دلار نامیبیا

نپال

روپیه نپال

نروژ

کرون نروژ

نیجر

فرانک سی‌اف‌آ

نیجریه

نایرا

نیکاراگوآ

کوردوبا اورو

واتیکان

یورو

ونزوئلا

بولیوار

ویتنام

دونگ

هائیتی

گورد

هلند

یورو

هندوراس

لمپیرا

هندوستان

روپیه

هنگ کنگ

دلار هنگ کنگ

یونان

یورو

یمن

ریال یمن

+ نوشته شده در  شنبه 26 تیر1389ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط کیارش نوزاد  | 

فردا شب برنامه صعود به سبلان را شروع میکنم

درود بر شما

من فردا شب برنامه صعود به قله سبلان را شروع میکنم.

اطلاعات اولیه رو بخونین تا بعد:

ارتفاع ۴۸۱۱ متر
مکان مشکین شهر
رشته کوه -
گونه آتشفشانی مطبق
آخرین فوران ناآشکار،احتمالاً دوران هولوسن

سبلان (تلفط نام در ترکی آذربایجانی: ساوالان، در تالشی: سفلون)، نام کوهی است مرتفع در شمال غرب کشور ایران و در استان اردبیل.

سبلان سومین قله بلند ایران و یک کوه آتشفشانی غیر فعال است. ارتفاع قله این کوه ۴۸۱۱ متر است و در بالای قله آن دریاچه کوچکی قرار دارد. سبلان به خاطر آبگرم‌های طبیعی دامنه کوه، طبیعت تابستانی زیبا و پیست اسکی معروف الوارس مورد توجه گردشگران می‌باشد.

در جبهه غربی قله سلطان و در کنار جانپناه سنگی به شکل عقاب به نام قارتال (در ترکی آذربایجانی به معنی عقاب) قراردارد که در طول زمان به نماد سبلان تبدیل شده‌است.این قطعه سنگ به شکل عقابی است که نشسته و سر را به جانب شرق چرخانده است.

کوه سبلان در شمال شرقی و در ۲۵ کیلومتری جنوب شرقی مشگین‌شهر واقع است. این کوه در طول جغرافیایی ۴۷ درجه و ۵۰ دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۸درجه و ۱۷دقیقه شمالی قرار گرفته‌است. برای این کوه عظیم ۶۰ کیلومتر طول و ۴۵ کیلومتر پهنا تخمین می‌زنند و سطحی که به وسیله آن در آذربایجان قرار گرفته نزدیک به ۶۰۰۰ کیلومتر مربع است.

کوهستان سبلان به طور کلی سه قله معروف دارد قله بزرگ آن به سلطان مشهور است و دو قله دیگر آن به هرم و کسری مشهورند.

کوه سبلان از مجموعه‌ای از ارتفاعات متعدد تشکیل شده که به موازات ارسباران ولی اندکی در شرق آن کشیده شده‌است.

امتداد آن شرقی – غربی است و از شرق و شمال و جنوب کوهی به نام قوشه داغ آنرا به رشته کوه ارسباران متصل می‌کند. در جنوب آن کوه بزگوش (بزغوش)، که از سمت جنوب غربی به کوهستان سهند مربوط است – کشیده شده‌است.

قسمت شرقی کوه سبلان به قله آتشفشان سبلان که در بلندای ۴۸۱۱ متری قرار دارد منتهی می‌شود. در قله آن دریاچه‌ای به چشم می‌خورد، تمام قله‌های سبلان در ایام سال پوشیده از یخ و برف‌های دائمی است.

 صعود به قله سبلان از جبهه اصلی (شمالی) ساده بوده و کوهنوردان معمولی به راحتی صعود تابستانه را در چند ساعت (صبح تا ظهر) انجام می‌دهند. جبهه جنوبی سخت‌ترین راه صعود به این قله می‌باشد که از سنگ‌های بزرگ تشکیل شده‌است. پیست اسکی آلوارس که یکی از مجهزترین پیست‌های اسکی ایران است در این مسیر قرار دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط کیارش نوزاد  | 

صعود قله سهند و قله جام

 

ارتفاع ۳۷۰۷ متر
مکان شمال غربی ایران
رشته کوه البرز
ارتفاع نسبی ۱۸۲۶ متر
گونه آتشفشانی مطبق
آخرین فوران ناآشکار، احتمالاً دوران هولوسن

قله سهند

در سايه آتشفشان خاموش سهند و در روي تخته سنگهاي خميري شكل منجمد شده آن زندگي تازه اي با آغاز شگفت انگيز و پايان حيرت زايش در جريان است .
طبيعت در اين سايه ها ، شاهكار بديعي خقل كرده و بشر هماهنگ با جريان طبيعي رودخانه ها و چشمه سازان در پيچ و خم آبرفتها و دره ها به ساختن خانه هاي دهقاني و برافراشتن چادرهاي ايلاتي پرداخته است . در سهند و دامنه سرسبز آن همه چيز زيبا و دل انگيز است .
كره اسبي كه در كمركش كوه به دنبال مادرش جست و خيز ميكند . بره اي كه با پاهاي ناتوانش از گله گوسفندان عقب مانده است ، نسيم صبحگاهي و رقص گلهاي رنگارنگ و الوان ، بوي نان تازه اي كه در خانه دهقاني پخته مي شود ، همه و همه خاطرات يك تازگي و طراوت بي پايان را در ذهن زنده مي كند .
سهند بخاطر دامنه هاي پر از گل و زيبائي جاودانه اش و به خاطر قلل پر برف و دامنه سرسبزش الهام بخش شاعران شيرين سخن آذربايجان در سرودن قطعات شور انگيز بوده است .
بوتون دنيالرين دردين قانار داغ سئوال ائتسن سكوت ايلن دانار داغ
سهندين اوستي قاردير آلتي قاندير بوجوشقون درددن بيرگون يانارداغ

ِِِموقعيت جغرافيايي سهند :
كوهستان سهند بعد از سبلان يكي از بزرگترين و مهمترين برجستگيهاي آذربايجان و از معروفترين كوههاي آتشفشان و خاموش ايران است كه در 50 كيلومتري جنوب تبريز و 40 كيلومتري شمال مراغه بين 12 و 46 تا 20 و 46 طول شرقي و 10 و 37 تا 35 و 37 عرض شمالي قرار گرفته است .
قله منفرد و آتشفشاني خاموش سهند در ميان جلگه آذربايجان قد برافراشته است اين كوهستان آتشفشاني خاموش شبيه آرارات و البرز و سبلان بوده خط فاصل بين دو توده خروجي البرز و توده ارمنستان به وجود آمده است ..
ارتفاع متوسط سهند 1400 تا 2200 متر بوده كه در آن بريدگيهاي سخت ، دامنه هائي با شيب تند با تنگه هاي باريك و رشته كوهها كشيده شده در موازات يكديگر به وجود آمده است . در اين تنگه هاي كوهستاني رودخانه هاي پر آبي بسوي دو آبگير عمده آذربايجان يعني درياچه اروميه و دره قزل اوزن جريان دارند .
جهت رشته كوههاي سهند اكثراً شرقي – غربي است ولي در مجموع كوههاي سهند به صورت شعاعي در جهت مساوي كشيده شده اند . حد شرقي سهند ، شهرستان هشترود تا دره قزل اوزن و حد غربي آن سواحل شرقي درياچه اروميه ميباشد .
قله سهند در مركز يك جلگه گرم در تابستان و نزديك به يك درياچه وسيع كه تبخير آبش قابل توجه است . (درياچه اروميه ) و بيشترين ابرها را جلب مي كند قرار دارد . اين ارتفاعات قابل ملاحظه رطوبت هواي مناطق مجاور را به سهولت به طرف خود جلب مي نمايد به نحوي كه تا اوايل تير ماه پوشيده از برف مي باشد و گاهي در جبهه شمالي آن برف از سالي تا سال ديگر باقي مي ماند .
چين خوردگي اساسي كوهستان سهند از گروه آلپي دوران سوم بوده و در دوران چهارم سطح قلل آن به واسطه عوامل خارجي فرسايش يافته است ، رسوبات آبرفتي اين كوهستان و گدازه ها پس از عمليات آتشفشاني تا مسافت دورتري ، مناطق اطراف را پوشانيده است كه به حوضه هاي تبريز – اسكو – مراغه – آذرشهر – عجب شير – بستان آباد – هشترود و سهند آباد معروف هستند .
دهانه قله جام داغي مغرب و شرق بي اندازه پاره شده است و در سمت جنوب سوار بر جلگه مراغه بوده و بعد از قوچ گلي داغ ( 3707 ) از همه بلندتر است .
قله جام داغلي در ميان مردم به بلندترين قله سهند معروف شده است ولي به تحقيق قله قوچ گلي داغ از تمام قلل سهند بلندتر است . در فاصله 5 كيلومتري جام داغي در روي يك خط كوهستاني و در سمت غرب آن قله سهند به نام هرم داغ قرار گرفته كه 3562 متر ارتفاع دارد .
معروفترين قلل مركزي سهند بنام چماقلو داغ ، شكر داغ ، قوچ گلي داغ ، يانخ داغ ، درويشلر داغي مي باشند كه دره هاي با صفاي بايندر و شاه يوردي را به وجود آورده اند . چندين قله مرتفع در اين منطقه قرار دارد كه بلندي 17 قله آن از 3000 متر تجاورز مي نمايد . از شهر تبريز 8 قله سهند كه ارتفاع آنها 3200 متر تجاوز مي كند به وضوح و آشكارا ديده مي شوند . سلطان داغي در غرب ، كريم داغي و ليقوان داغي در شرق و كمال داغي و قوچ گلي در شمال آن قرار گرفته اند . خوب خود من به کمال داغی صعود کرده ام و در دامنه ی کمال داغی قوچ گلی رو هم دیده ام.

آب و هواي قلمرو سهند :
ناحيه كوهستاني سهندداراي آب و هواي سردسيري است . مقدار بارندگي در اين منطقه بين 300 تا 600 ميليمتر در سال مي باش از نظر تقسيم بندي آب و هوائي ، منطقه سهند در رديف مناطقي است كه ارتفاع آنها بيش از 2000 متر است . وجود تابستانهاي ملايم و زمستانهاي سرد و طولاني از خصوصيات اين مناطق مي باشد .
با توجه به وجود كوهستان آتشفشاني سهند كه نوع خاصي از اقليم را در آذربايجان به وجود آورده است دانشمندان علم هواشناسي د ر مورد اقليم سهند و قلمرو آن نظراتي چند ابراز داشته اند كوپن koepen دانشمند كليما تولوژيست اطريشي درون پهنه آذربايجان را در شعاع كوهستان سهند و سبلان كليماي ( DF ) معين كرده است يعني آب و هواي باراني و مرطوب و خيلي سرد كه زمستانش طولاني و نيمه خشك است . در اين كوهستان جنگل وجو ندارد ولي سراسر آن پوشيده از مراتع عالي و غني است .
هانري پابو H.pabau دانشمند فرانسوي ، تورنت وايت Thornt wait كليما تولوژيست آمريكائي و دومارتون Demarton محقق فرانسوي در باره اوضاع اقليمي سهند نظراتي ابراز داشته اند ( در اين مورد و براي دستري به اطلاعات بيشتر به كتاب طواف سهند رجوع فرمائيد . )

رودخانه هائيكه از سهند سرچشمه مي گيرند :
ارتفاعات برف گير سهند در قسمتي از مركز فلات آذربايجان يكي از بزرگترين منشا سرچشمه رودخانه هاي متعددي است كه حيات و زندگي روستائي و عشايري را تداوم بخشيده است .
روي هم رفته از كوهستان سهند 19 رودخانه دائمي و 4 رودخانه فصلي سرچشمه مي گيرند قسمتي از آب اين رودخانه ها از طريق دره قرانقو و رود قزل اوزن به درياي خزر وارد شده و بخشي از آبهاي اين كوهستان بسوي درياچه اروميه جريان دارد . در حوضه آبگير درياچه اروميه اين رودخانه ها از سهند سرچشمه گرفته و جريان دارند .
1- رودخانه اوجان چاي : كه از شهرستان بستان آباد از دامنه هاي شمالي سهند بسوي آجي چا ( تلخه رود ) جريان دارد . اين رودخانه داراي حجم سالانه 24 ميليون متر مكعب مي باشد .
2- سيد آواچائي : كه از دامنه هاي شمالي سهند سرچشمه گرفته و به آجي چائي مي ريزد حجم سالانه اين رودخانه 67/9 ميليون متر مكعب مي باشد .
3- ليوان چائي ( رودخانه ليقوان ) : كه از كوههاي منطقه ليقوان و سهند شمالي سرچشمه گرفته و از شهرهاي باسمنج و تبريز مي گذرد حجم سالانه اش 84/20 ميليون متر مكعب است .
4- زين جنابچائي ( رودخانه زينجناب ) : كه از كوههاي شمال غربي سرچشمه مي گيرد و پس از سيراب نمودن روستاهاي چندي به درياچه اروميه مي ريزد حجم سالانه آب رودخانه 687/10 ميليون متر مكعب است .
5- اسكو چائي ( رودخانه اسكو ) : از جبهه شمال غرب و از دشت زيباي ارشد چمني سرچشمه گرفته و پس از مشروب كردن اراضي و باغات منطقه دره اسكو به درياچه اروميه مي ريزد ميزان آبدهي سالانه اي 5/6 مبابون متر مكعب است .
6- توفارقان چائي ( رودخانه دهخوارقان پا آذرشهر ) : كه از قسمتهاي غربي سهند سرچشمه گرفته و پس از سيراب كردن اراضي آذرشهر و گوگان به درياچه اروميه مي ريزد حجم آب سالانه اش 847/31 ميليون متر مكعب است .
7- قالاچائي ( قلعه رود عجب شير ) : كه از ارتفاعات جنوب غربي سهند جريان يافته اراضي و باغات عجب شير و شيشوان را مشروب مي سازد و به درياچه اروميه مي ريزد حجم سالانه اش 929/62 ميليون متر مكعب است .
8- صوفي چائي مراغه : كه پر آب ترين و مهمترين رودخانه سهند در شهرستان مراغه است از دامنه هاي
جنوبي سهند جريان يافته شهر مراغه و بناب و روستاهاي آن را مشروب مي سازد .اين رودخانه داراي ماهي قزل آلاي فراواني در سرچشمه اي در دشت بايندر است حجم سالانه آب صوفي چائي 116 ميليون متر مكعب مي باشد .
9- موردي چائي : بطول 100 كيلومتر از دامنه هاي جنوبي سهند و از دره بايندر سرچشمه گرفته روستاهاي متعددي را سيراب مي سازد سپس از جنوب مراغه و ملكان گذشته به درياچه اروميه مي ريزد حجم آب سالانه اش 92 ميليون متر مكعب مي باشد .
10- ليلان چائي : از دامنه هاي آق داغ سهند جريان يافته در حوالي مياندوآب و پس از مشروب كردن آباديهاي چندي به رودخانه زرينه رود مي ريزد حجم سالانه آب آن 746/62 ميليون متر مكعب است .
11- قرانقوچاي : كه از دامنه هاي شرقيسهند سرچشمه گرفته پس از عبور از شهرستان هشترود به رودخانه قزل اوزن در شهرستان ميانه وارد مي شود كه جزو حوزه آبريز درياي خزر است حجم آب سالانه اش 95 ميليون متر مكعب است .
 
زمين شناسي سهند :
كوهستان سهند مانند البرز و سلسله جبال قفقاز در رديف رشته كوههائي است كه از چين خوردن و بالا آمدن رسوبات تشكيل شده است . تشكيلات كنوني سهند از پايان دوره پالئوسن آغاز شده و در دوره نئوژن دوران چهارم حركاتي شديد آن را مرتفع كرده و به آن وضع آتشفشاني داده است .
طبق تحقيقات آندروسوف دانشمند شوروي در ابتداي دوران سوم در محل ارتفاعات آذربايجان درياي بزرگ تتيس قرار داشت كه بعدها در اثر فعاليتهاي كوهزايي ، ارتفاعات سهند تشكيل شد .
طبق نظريه و عقيده اكثر علماي زمين شناسي ، توده سهند دردوران سوم داراي آب و هواي معتدل گرم بوده و سراسر منطقه سهند را جنگلهاي انبوهي فراگرفته بود و جانوران عظيم الجثه در آن زندگي مي كردند . سنگواره ها و فسيلهاي سهند اولين مرتبه در سال 1327 هجري قمري ضمن كاوشهاي يك نفر دانشمند روي بنام فانيت اوف كه در دره موردي چاي انجام مي داده پيدا شده است .
نشانه هاي حيات و زندگي مربوط به شش ميليون سال قبل در دامنه هاي سهند كشف شده كه در اين زمان جانوراني نظير ببردندان خنجري ، ماستودون ( نوعي فيل عظيم الجثه ) جانوران علفخوار ، اسب وحشي ، كرگدن ، دو نوع فيل ، زرافه و غزال كه در منطقه مراغه زيست مي كردند . قدمت آن به 6 تا 9 ميليون سال مي رسد . اين كاوش نشان ميدهد كه پرندگان ، لاك پشتها ، ماهيهاي بزرگ در اين دوره مي زيستند و يك نوع ميمون كوچك به نام نروپتيكوس(Nero peticoss ) نوعي گوريل عظيم الجثه كه ارتفاعش به 2 تا 60/2 متر مي رسيد و جيگانتوپتيكوس (jicanto peticus ) نيز شريك حيات بوده اند .
در منطقه كرج آوا ( كرج آباد ) در شمال مراغه از دامنه هاي سهند غني ترين گسترش فسيلهاي پستانداران دوران سوم وجود دارد . معروفترين فسيل مربوط به يك نوع ماهي استخواني است بنام براكي ليپاس پرسيكوس Braki Lipass Persicuss به نامايران قديم يعني پرس و پرسيا (perssia) نامگذاري شده است .

اوضاع انساني قلمرو سهند :

عشاير و كوچ نشينان

در دامنه ها و دره هاي باصفاي سهند كه مراتع عالي و چمنزارهاي پربركتي همه جاي آن را پوشانده است به تعدادي از كوچ نشينان آذربايجان از ديرباز اين امكان داده شده كه روال و سنت عشايري ، در منطقه ييلاقي سهند به امر دامپروري و كوچ نشيني بپردازند .
طوايف مهم و معروف مستقر در ييلاق سهند كه تابستانها در اين كوهستان اقامت داشته و به زندگي ايلاتي خود ادامه مي دهند ميتوان از طايفه هاي آق باشلو ، بالكانلو ، چلبيانلو ، حاج عليلو ، حيدرلو، قره موسالو و يار احمد اشاره نمود .
اكثرطوايف و خانوار كوچ نشين سهند قشلاق را در روستاهاي شهرستانهاي مهاباد ، مياندوآب ، مراغه و بناب بسر برده و تابستانها به ييلاق سهند كوچ مي كنند و در دره هاي باصفاي بايندر ، شاه يوردي ( ايل يوردي ) گوي دره ، توپراقلوچاي و دودانلو به امر دامپروري ايلاتي مي پردازند .
تعداد خانوارهاي كوچنده ايلات سهند 400 واحد بوده كه داراي 93245 راس گوسفند و بز و بزغاله مي باشد . ( آمار سال 1365 ) اساس و پايه اقتصاد كوچ نشينان سهند بر دام و دامپروري و توليدات فرآورده هاي دامي لبنياتي و صنايع دستي استوار است بنابر اين مي توان اقتصاد آنها را اقتصاد شباني و دامداري ناميد . از نظر توليد لبنيات مي توان به مرغوب ترين پنير سهند كه از شير دامهاي عشاير تهيه مي شود اشاره كرد .
صنايع دستي عشاير سهند در رديف جالب ترين نوع صنايع بوده و زيباترين جاجيم ، گليم ، مسند و قاليچه را به بازار مصرف عرضه ميدارند كه با دستان هنر آفرينان دختران و زنان عشايري بافته مي شود .
در روزهای اینده چگونگی صعود به قلل کوهستان سهند رو خواهم فرستاد.
+ نوشته شده در  شنبه 25 اردیبهشت1389ساعت 7:3 بعد از ظهر  توسط کیارش نوزاد  | 

به نام خـداوند جـان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد

مرام‌نامه‌ی «انجمنِ فارسیِ سَره»

- انجمن فارسیِ سَره، گروهی از دوستداران و دلبستگان زبان فارسی را دربرمی‌گیرد که در گفتار و نوشتارِ فارسی، خواستارِ سَره‌گرایی هستند.
- فارسیِ سره، زبانی است که از واژه‌های بیگانه ـ خواه، عربی و خواه غربی مانندِ فرانسوی و انگلیسی و جز آن ـ تا جایی که می‌تواند، پاک و پیراسته باشد.
- انجمن فارسیِ سره هرگز با هیچ‌یک از زبان‌های نام‌برده، ستیز ندارد؛ زیرا از یک‌سو عربی، زبانِ دین و کتاب‌های مقدّسِ ماست و از سوی دیگر، فراگیریِ دستِ‌کم یکی از زبان‌های اروپایی در کنار فارسی، بجا و بایسته است.
- انجمن فارسیِ سره بر آن است که راهیابیِ گسترده و روزافزونِ واژه‌های بیگانه به پهنه‌ی زبان فارسی در دوره‌های گوناگون، میدان را برای واژه‌سازیِ زبانِ ما تنگ کرده و آن را به وام‌گیری و وابستگی عادت داده است. ازاین‌رو می‌باید توانِ ازدست‌رفته‌ی زبان فارسی را بدان بازگرداند و آرام‌‌آرام واژگانِ فارسی را به جای واژگانِ بیگانه نشانْد.
- در این جایگزینی و برابریابی، هدفمان آن نیست که یکباره همه‌ی واژه‌های بیگانه را از زبانِ خود برانیم، زیرا چنین شیوه‌ی تندروانه‌ای نه‌تنها نزد مردمِ فارسی‌زبان پذیرفته نیست، بلکه در هیچ جای جهانِ امروزی نیز نمی‌توان زبانی یافت که یکسره بی‌نیاز از وام‌واژه‌ها باشد.
- سرمشقِ انجمن فارسیِ سره برای ورزیدگی در زبان فارسی و یادگیریِ شگردهای واژه‌سازی، شاهنامه‌ی فردوسی است. فردوسی در کتابِ بی‌مانندِ خود با کاربردِ کمتر از یک‌درسد [1] واژه‌ی بیگانه، به‌خوبی نشان داده است که زبان فارسی چگونه با بهره‌یابیِ آگاهانه از گنجینه‌ی بی‌پایانِ واژگانش می‌تواند نیازها و خواسته‌های خود را در همه‌ی زمینه‌ها برآورده کند.
- انجمن فارسیِ سره، گروهی میانه‌رو و بی‌ادّعاست؛ بر پایه‌ی دانش‌های زبان‌شناسی و ادبیّات، راهِ خود را آهسته و پیوسته دنبال می‌کند، همواره برای بهسازیِ شیوه‌ای که درپیش گرفته است، می‌کوشد؛ و دراین‌رهگذرْ دیدگاه‌ها، رهنمودها و پیش‌نهادهای یکایکِ علاقه‌مندان به زبان فارسی را ارج می‌نهد.
- انجمن فارسیِ سره که در سال 1384 خورشیدی، با همین نام و با سرواژه‌ی «اَفسر» (اَنجمن فـارسی سره) پایه‌گذاری شده است، اکنون با گشایش وبگاه، کارها و برنامه‌های خود را گسترش می‌دهد.
- پیوستگان انجمن، پیمان می‌بندند که در گفتار و نوشتار همواره واژگان فارسیِ پیشنهادی را به جای واژگان بیگانه به کار برند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اردیبهشت1389ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط کیارش نوزاد  | 

چگونه به گنجیته(کلکسیون) داشتن علاقه مند شدم

از مدت ها قبل از ساختن گنجینه های خودم٬ به جمع آوری هر چیز مانند چوب٬سنگ و یا هر چیز که از آن خوشم می آمد علاقه نشان دادم. این زمینه خوبی برای به وجود آمدن این گنجینه های با ارزش و معنوی بود.

چگونه گنجینه اسکناس من شکل گرفت؟

سال نخست راهنمایی بودم که پدرم یک جُنگ(آلبوم) اسکناس بدون اسکناس در سال روز به دنیا آمدنم به من هدیه داد و مادر بزرگ مادریم تعدادی اسکناس که یادگاری های پدر بزرگم بود به من هدیه داد.

این ها با ارزش ترین هدیه هایی بود که تا به حال گرفته ام. این هدیه ها بزرگ ترین و مهم ترین دلیل برای به وجود آمدن گنجینه های من شد.

زمانی که من این هدایا را گرفتم شروع به گسترش آن کردم و از هر جا و هر کس که میتوانست به کامل شدن این گنجینه کمک کند کمک می گرفتم وبا دوستانم اسکناس های تکراری خود را مبادله می کردم.

تا کنون نه تنها چیزی را ازدست ندادم بلکه با همان جُنگ و یکی دو دانه اسکناس هدیه٬لیاقت نگهداری یکی از بزرگترین٬با ارزش ترین و کاملترین آلبوم اسکناس سرزمین پارس را که به صورت کامل بایگانی خودم است٬دارا شدم و تا زنده ام در گسترش آن تلاش می کنم.

چگونه گنجینه سکه های من به وجود آمد؟

بعد از مدتی که گنجینه اسکناس خود را شکل دادم ٬ باگذشت زمان تعداد زیای سکه به دست من رسید و برای حفظ آن نیز جُنگی تهیه کردم و گنجینه سکه خود را نیز به وجود آوردم.

البته گفتنی است که گنجینه سکه های من به کاملی گنجینه اسکناس من نیست ولی دارای ارزش معنوی زیادی است که حاوی سکه های دوران قاجار(... دانه)٬سکه های دوران پهلوی(... گونه)٬سکه های دوران جمهوری اسلامی(... گونه) و سکه های خارجی(...گونه)است.

چگونه بایگانی کبریت خود را جمع آوری کردم؟

بیشتر کبریت های گنجینه من یادگار پدربزرگم است که اکنون در حیات نیست(...).

مادر بزرگم بعد از مدتی که دید من از گنجینه اسکناس و سکه خود به خوبی نگهداری کرده ام٬افتخار نگهداری از این گنجینه ارزشمند را برای بار دیگر به من سپرد و من هم علاوه بر نگهداری آن در کامل کردن آن تلاش میکنم.

این کبریت ها شامل دوران پهلوی٬جمهوری اسلامی و تعدادی خارجی است. که بخش جمهوری اسلامی آن به طور کامل بایگانی خودم است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 فروردین1389ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط کیارش نوزاد  |